خب این بچرو میدادی به کسی که میخوادش و میخواد نگهش داره
حرف زدنم نمیاد
امشب شب بدی بود ..
خدای بزرگ من و همه ی ادمهای تنها مواظبش باش
برچسب: نویسنده: آرین جعفرینژاد تاريخ: يکشنبه 22 مرداد 1396 ساعت: 16:29
خیلی دلم میخواست به خواهرم زنگ بزنم و بگم ویار دارم
برام شله زرد درست کن :)
خدا کنه بتونم بهش زنگ بزنم ...
برچسب: نویسنده: آرین جعفرینژاد تاريخ: يکشنبه 22 مرداد 1396 ساعت: 16:29
تو این اتاقی که مت نشستم صدای بچه های همسایه ها از تو حیاطشون به گوش من میرسه
امروز صبح داشتن بازی میکردن و صداشون کامل میمود
بچه یه سره میگفت مامان مامان
من ناخود اگاه بلندگفتم جان مامان :)
دلم همون لحظه اون بچرو میخواست :)
برچسب: نویسنده: آرین جعفرینژاد تاريخ: يکشنبه 22 مرداد 1396 ساعت: 16:29
بعد از این همه سال
هنوز نتونستم قولی رو که بچم دادم رو عملی کنم
قول داده بودم یه دست مداد رنگی بزرگ 24 براش بگیرم...
خودم نداشتم و همیشه به دوستام التماس میکردم که بهم بدن ...واسه همین عهد کرده بودم برای بچم کم نزارم ...
که اینم نشد
برچسب: نویسنده: آرین جعفرینژاد تاريخ: جمعه 13 مرداد 1396 ساعت: 16:30